دوگانه‌گی

بفضم؛ میانِ شادیِ یک عشقِ دوردست
ترسم؛ شبیه خنده راننده‌هایِ مست
باید به یک تصادف خونین امید بست.

این‌گونه می‌کشی

گاهی نگاه می‌کنی از پشت شیشه‌ها
چشمت خلاف عقربه‌ها حرف می‌زند
صد سال با تو... باز جوان‌مرگ می‌شوم.