ای صدای خیس!
از کویر زنگ می‌زنم
واژه‌ها الو گرفته‌اند.



پ.ن: این‌هم از نغزبازی‌های روزگار است که دو کلمه زمزمه می‌کنی و دو خط توشیح می‌نویسی. اگر توهین به شعور مخاطب منظور نشود «الو گرفتن» همان «شعله‌ور شدن» است. دیروز برای کسی پیامکش کردم، چنان جواب جانانه‌ای داد که یادم ماند این تکمله را بنویسم.

می‌گویند شاعران با ماه پیوندی به قدمت تاریخ‌ جنون‌شان دارند. با همان لهجه‌ی قشنگ همیشگی دعوتت می‌کند به دیدن ماه‌گرفتگی. هنوز آن‌قدر بزرگ نشده‌ای که آیین «مهتاب‌گردی» را درک کنی اما آن‌قدر ناشاعر هستی که دعوت شوی به رصد خسوف. ترجمه‌ی شاعرانه‌ی این دعوت این است که «امشب تشریف بیاورید ماه را نبینیم!» خودت هم می‌دانی که برنامه‌ی نادیدن ماه، بهانه‌ی دیدن روی ماه یاران قدیم و منجمان جوان است. خدا کند به قول بهرام، ملت را نپیچانند! چه ماهی امشب نیست...
بگیر دست مرا تا تب تو را بسرایم (+)او از تب نوشتن مرد، روحش همیشه شاد، آمین! (+)