16 / روبان
یادم باشد توی کتاب رکوردهای گینس ثبت بشود. خواب چلتکهی دیروز، تا تعبیر، تنها یکقدم فاصله داشت.
تابلوی خطر:
انفجار مین
یک نوار قرمز
از حدود زندگی
تا کرانههای عشق میکشم
بعد از این
در خرابههای سینه
در حوالی دلم
قدم نزن!
چندمین بار بود که صدای گرفتهاش را شنیدم؟ برای خودش ابویی است اما دلش به انگشتانهای غم لبریز میشود. صالحجان! امروز همهی دوستان جمعند. کلافه نباش. منتظرت میمانیم کاکا... یادت باشد قلبت را بیاوری. چایمان دوغزال است.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۶ ساعت توسط مرتضا دلاوری پاریزی
|