5 / خونابه
گلویم ز تیغ لبش آب خوردهست
از این مایع سرخ
امانم بده سرفهی صبحگاهی!
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
موجی
حس ساحل
صدای نفسهای امواج
یک صدف دست در جیب بارانیام کرد
آی دریا!
ولم کن
گریهام آبروی تو را میبرد باز.
از این مایع سرخ
امانم بده سرفهی صبحگاهی!
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
موجی
حس ساحل
صدای نفسهای امواج
یک صدف دست در جیب بارانیام کرد
آی دریا!
ولم کن
گریهام آبروی تو را میبرد باز.
+ نوشته شده در شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۶ ساعت توسط مرتضا دلاوری پاریزی