محک بزن به نگاهی، دوباره صبرِ مرا
بگیر در ضربانت، فشارِ قبرِ مرا

ویارِ صاعقه دارم، مجالِ آهی نیست
نخواه جمع کنی تکه‌های ابرِ مرا

فقط به دردِ تو می‌خورد، می‌خورَد یعنی
چنین تباه نکن شانه‌ی ستبرِ مرا
.
.
.