31 / همسایه
گناهی؛
رگِ گردنم را گروگان گرفتهست
زمانی، خداوند همسایهام بود.
رگِ گردنم را گروگان گرفتهست
زمانی، خداوند همسایهام بود.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۶ ساعت توسط مرتضا دلاوری پاریزی